آقای رسولی نژاد ! صدای مردم را می شنوید ؟!
به نام خداوند دلهای آبی
آقای رسولی نژاد! صدای مردم را می شنوید ؟!
این بخشی از صدای مردم است ، صدایی که وقتی از نیامدن مربی محبوبتان به تیم محبوبشان ، ناامید شده اند ، به این شکل به فریاد بدل شده است :
« امیر یادت بخیر...
یاد روزایی که تو استقلال بودی و کسی جرات حاشیه درست کردن نداشت. یاد روزایی که مدیر عامل و هیئت مدیره و هوادار بی تعصب،جرات سنگ اندازی نداشتن. یاد روزایی که ما از تیم استقلال اهوازی که مربیش استعفا داده بود و کریم بوستانی ،مربیش شد تو روزای آخر فصل ، تو شرایطی که واسه قهرمانی و از دست ندادن صدر به برد احتیاج داشتیم،باختیم و جام رو از دست دادیم اما کسی نبود بگه مربی بی عرضه است
یاد روزایی که به سپاهان که هنوز قطب فوتبال ایران نشده بود تو فینال جام حذفی تو تهران جلو 90 هزار هوادار ،باختی و روزنامه ها به تو و استقلال لقب آقای ساقدوش دادند اما هواداری نبود که به مربی تیم استقلال بگه حیا کن!
یاد روزایی که تو آزادی جلو 80 هزار تماشاگر نتونستی گل دقیقه 88 رو 4 دقیقه نگه داری و کاظم برجلو ،زد تو برجک آرزوهامون اما هوادارا یکدل بودن و حمایت از تیم و مربیش رو جدا نمیدونستن. یاد روزایی که مجیدی ،علیرضا اکبرپورو...رو نیمکت میذاشتی اما کسی نمیگفت مربی بی خرده و تعویض بلد نیست.
یاد روزایی که تو آسیا بین 4 تیم ،چهارم و یا به قول بعضیا پنجم شدیم اما کسی نبود که بگه با خفت و خواری،اوت شدیم. یاد روزایی که مساوی تو داربی برامون خوشحال کننده بود
یاد روزایی که قهرمانی تو جام حذفی خارج از شان استقلال نبود. یاد روزایی که دنیزلی از پاس قهر کرد و مجید جلالی مرد بود و ما قهرمان شدیم اما کسی نگفت تو مربی مقاطع حساس نیستی .
یاد همه این روزها بخیر چون با همه سختیها، هوادار به خاطر استقلال،حرمت مربی و تیمشو نگه میداشت و هیچ وقت آرزوی باخت تیم رو نمیکرد. شاید تمام اینها به خاطر این باشد که تو زبون این جماعت رو خوب بلدی. شاید تو از جنس این فوتبالی.
امیداروم اگر گذرت دوباره به نیمکت استقلال خورد و اونو به کشاورزی ترجیح دادی، این روزهای خوب دوباره تکرار بشن. روزهایی که ما نتیجه خیره کننده و رویایی نداشتیم اما هوادار راضی بود.هوادار بی وفا نبود. هوادار بی تعصب نبود. تو بیا شاید دیگر دل ما حسرت اتحاد نخورد. شاید دیگر دل ما نگوید که با من هر چه کرد آن آشنا کرد... »
( متن داخل گیومه از سایت هواداران متعصب استقلال می باشد . )
و این صدای من است ، صدای من که از دردی بزرگ و بهبود نیافتنی ، به عصیان آمده ام ؛ درد بیگانگی شما !
از درد حضور بیگانگانی که سایه انداخته اند بر سر تیمی که محبوب قلب من است و رهایش نمی کنند تا ما با هم نفس بکشیم ! رهایش نمی کنند که راه خودش را برود ، و حالا که رهایش نمی کنند ، حمایتش هم نمی کنند ، یاری اش نمی کنند ، و نه تنها همین ؛ که هر روز سنگ روی سنگ پیش پای صعود ما می اندازند .
شما چه کاره اید آقای رسولی نژاد ؟! چه کاره ی این تیم هستید که هر چه دوست دارید بر زبان می آورید ، هر کار که دوست دارید انجام می دهید ، و با هر کس هر طور دلتان می خواهد رفتار می کنید !
شما هیچ کاری در این تیم ندارید ، جز این که بارتان را ببندید و بروید ، و یا اگر می مانید ، دهانتان را ببندید لااقل ! که ما قهرمانی را به خاطر حرافی های بی هنگام شما از دست ندهیم !!
شما کاره ای نیستید ، که همه کاره ی این تیم هوادارانش هستند ؛ هوادارانی که عادت کرده اید صدای شان را نشنوید ، احساس شان را درک نکنید ، نگرانی های شان را نبینید و عمق تعصبشان را نشناسید ؛ همه کاره منم که عاشق این تیمم و بیش از 11 سال است لحظه به لحظه ی عمرم را با این تیم زندگی کرده ام ؛ زندگی ، می فهمید ؟!
همه کاره منم و به شما می گویم یکبار هم که شده صدای این مردم را بشنوید ، اگر می خواهید در این دنیا و آن دنیای وعده داده شده ، مدیون و بدهکارشان نباشید !
استقلال ِ من ، درست است که بابا ندارد ، تا جلوی امثال شما و جلوی آنها که همه جوره با همه امکانات ، ناجوانمردانه مقابلش ایستاده اند و ظلم می کنند ، بایستد و توی دهان همه شان بزند ، اما ،
من هستم !
من و همین یک قلم ... من و همین یک برگ کاغذ !!
من هستم و نمی گذارم به همین سادگی ها تیم محبوبم را به تاراج بگذارید ، و در سایه بنشینید و به استقلال و هوادارانش ریشخند بزنید !
من هستم ، با استقلال و با همه هوادارانش ؛ آقای رسولی نژاد ! شما هم اگر در جبهه ما هستید بیایید ببینید در لیگ قهرمانان ، پایتخت ِ فرهنگی نشینان ِ زردپوش چه بلایی بر سر احساسات و شخصیت و حیثیت بازیکنان تیم تان آوردند ؛ بیایید تا ما ببینیم چه در چنته دارید ؛ بیایید نشان مان دهید چگونه از اعتبار و غرور و شخصیت تیم محبوب ما دفاع خواهید کرد ؟ بیایید ببینیم چه خواهید کرد برای مجازات یک بار برای همیشه ی سپاهانی ها - که ادعای پایتخت شدن دارند ، اما هنوز پس از چند سال که پایتخت فرهنگی دنیای اسلام شده اند ، هنوز حتی ذره ای بویی از فرهنگ و ادب و شعور نبرده اند - ؟!
آقای رسولی نژاد ! شما که بلدید اینقدر خوب حرف بزنید و این قدر به موقع مصاحبه کنید و تیتر اول همه روزنامه ها شوید ؛ حالا زبان باز کنید و صدای تان را بالا ببرید ، اصلا فریاد بزنید و از حق پایمال شده استقلال و ما دفاع کنید ، اگر می توانید !
آقای رسولی نژاد ! شما که ادعای خدایی در استقلال دارید ، و می خواهید همه مدیریت و کادر فنی استقلال را تغییر دهید ، می توانید اول هدف گذاری تان برای فصل بعد را شرح دهید و سپس براساس آن بسنجیم تغییرات تان چقدر در زمینه تحقق اهداف تان است ؟ یا می توانید حق و حقوق پایمال شده استقلالی ها در اصفهان را باز پس گیرید ؟! می توانید کمیته انظباطی و AFC را وادار نمایید تا سپاهان را محروم کنند ؟! اگر نمی توانید بی زحمت کوله بارتان را بردارید و تشریف تان را از استقلال ببرید ، چون ما اگر خودمان باشیم و خودمان، بهتر و بیشتر از شما به استقلال خدمت می کنیم !
و شما آقای وزیر ورزش !
از روز آغاز وزارت تان تا کنون ، کدام گام مثبت را در راه کمک به استقلالی که میلیون ها هوادار دارد برداشته اید ؟ و یا حتی برای همین رقیب سنتی مان پرسپولیس ؟ ماست مالی ها و صورت مسئله پاک کردن ها را نمی گویم ، منظورم یک گام مثبت و اساسی و اصولی است!
لطفا اگر قرار است کاری به کار استقلال نداشته باشید و برایش بزرگتری نکنید ، ما هم راضی هستیم که تیم محبوبمان را بسپارید به بخش خصوصی ، بسپارید به مردم تا شاید کمی راه های نفس کشیدن مان باز شود ! کمک های شما بیش از این اگر تداوم یابد ، می ترسم هم تیم را خفه کند و هم هواداران را دق مرگ سازد !
آقای وزیر ورزش ! لطفا بگویید این بادمجان دور قاب چین ها ، این خود عزیزهای بالادستی ها ، دست از سر استقلال بردارند ، تا ما به روزهایی برگردیم که با امثال ناصرخان حجازی داشتیم !
بگویید آنهایی که نگذاشتند ناصرخان نفس بکشد ، دست از سر استقلال و هوادارانش بردارند ، دیگر حجازی نیست که شاید یک روز برگردد و منافع آنها به خطر بیفتد ! بگویید آنها که خون به دل ناصرخان حجازی کردند ، خون به دل هواداران استقلال نکنند ، که ما اندازه ی ناصرخان صبور نیستیم !
بگویید ناصر حجازی نیست اما همه ما ناصر حجازی می شویم و کاخ آرزوهایشان را بر سرشان خراب می کنیم ، اگر دست از سر ما برندارند !
بگویید عذاب مان ندهند ، بگویید بروند پی کارشان ، بگویید کمی انصاف داشته باشند ، بگویید خدای دلهای آبی ما در همین نزدیکی هاست ...
نظرات لطفا در پست پایین
جوانمردی های بعضی ها !!
خبرگزاری فارس: گزارشگر بازی سپاهان و استقلال در مرحله یک هشتم نهایی لیگ قهرمانان آسیا با گزارش یکجانبه، بسیاری از موارد را نادیده گرفت.

به گزارش خبرگزاری فارس، بازی شب گذشته سپاهان و استقلال با همه خوشی ها و ناراحتی هایش برای هواداران دو تیم به پایان رسید و زردپوشان اصفهانی با برتری 2 بر صفر به جمع 8 تیم برتر لیگ قهرمانان راه یافتند.
مثل همیشه آنچه از این مسابقه به یادگار می ماند همین لحظات متضاد شادی و ناراحتیها است و اینکه سپاهان توانست با پیروزی بر یک تیم ایرانی به مرحله بالاتری برود. گذر زمان از یادمان خواهد برد که چرا هواداران سپاهان این هجمه سنگین را علیه رحمتی ایجاد کردند. اینکه بازیکنان استقلال انگار وزنه به پاهایشان بسته بودند و اینکه مرزبان چطور کنار زمین با حرکات عجیب و غریبش روی اعصاب دروازه بان استقلال پیادهروی می کرد و خیلی مسائل دیگر هم از یادمان خواهد رفت، اما شب گذشته به یمن گزارشگر بازی شاید دیگر همه این مسائل یادمان نرود و تا مدت ها در گوشه ذهنمان بماند.
شاید تا سال های سال هیچ هوادار استقلال نخواهد برای یک دقیقه هم که شده فیلم این بازی را تماشا کند. نه اینکه فکر کنید به خاطر شکست تیمش هواداران این تیم نخواهند این بازی را تماشا کنند بلکه شیوه گزارش گزارشگر بازی در دقایقی از بازی به حدی یک طرفه بود که برای آبی ها سوهان روح شده بود و آنها را آزار میداد.
شاید این اصلی ترین دلیل برای ندیدن دوباره بازی سپاهان و استقلال برای آبی ها باشد.
سخنی داریم با صدا و سیما، سخنی داریم با گزارشگری که شب گذشته برای دقایقی یادش رفت دیدار سپاهان و استقلال اگر چه در یک هشتم نهایی لیگ قهرمانان آسیا بود، اما در دو طرف میدان هر دو نماینده ایرانی بودند و بازی هم جنبه ملی داشت.
با نوشتن این مطلب سخنی داریم با همه دست اندرکاران برنامه های ورزشی و اینکه اگر با دقت به صحبت های گزارشگر بازی گوش می سپاردند متوجه برخی خلاءها خواهند شد. کاستی هایی که چند صباحی است بینندگان و علاقمندان به فوتبال را آزار می دهد.
در باب کاستی گزارشهای ورزشی به خصوص در زمینه فوتبال، مقالات و یادداشت های زیادی از سوی رسانه های مختلف نوشته شده اما به نظر گوش شنوایی نیست.
گزارشگر مسابقه حساس شب گذشته سپاهان و استقلال شاید توانست با آوایی هیجانی، حساسیت بازی را بالا ببرد، اما در مورد نحوه بیان برخی واژه ها و جملات، یک طرفه به قاضی رفت و باعث دلخوری استقلالی ها شد. این دلخوری امروز به کاربران خبرگزاری فارس هم کشیده شد تا جایی که در کوتاه ترین زمان ممکن کاربران با ارسال پیام هایی؛ انتقادهای تندی نسبت به گزارش این مسابقه داشته باشند.
برای ما اینکه سپاهان در یک دهه اخیر موفق ترین باشگاه ایران بوده و توانسته افتخارآفرینی کند تردیدی نیست و به عنوان یک ایرانی به آن هم افتخار می کنیم.
وقتی سپاهان به فینال لیگ قهرمانان آسیا می رسد همه رسانه ها مانند تیم ملی از این نماینده ایران حمایت می کنند و برایش آروزی موفقیت دارند، وقتی فصل گذشته به دلیل 2 اخطاره بودن رحمان احمدی، دروازه بان زرد پوشان بازی برنده را مقابل السد قطر 3 بر صفر بازنده معرفی می شود، مانند هر ایرانی ناراحت می شویم و این غفلت را مورد نقد قرار می دهیم و برایش افسوس می خوریم.
در فوتبال حرفه ای، نبرد شب گذشته سپاهان و استقلال امری کاملا طبیعی بود، اما گزارشگر بازی خیلی از موارد را رعایت نکرد و با گزارش یک جانبه شرایط برابری را حداقل در حوزه رسانه آن را تغییر داد.
همه می دانند که در سال های اخیر با وجود تعیین سقف قرارداد خیلی تیم ها برای خرید ستاره ها این قانون را دور زده و با پرداخت رقم های میلیونی بازیکنان مورد نظرشان را جذب کرده اند که در این راستا استقلال و سپاهان بیش از دیگران مورد نقد قرار گرفتهاند.
از یاد نبرده ایم و همه به خوبی می دانیم که قیمت بازیکنان سپاهان کمتر از بازیکنان تیم هایی مثل استقلال و پرسپولیس و ....نیست. همه خوب می دانیم که سید مهدی رحمتی، خسرو حیدری، جانواریو، عمادرضا، ابراهیم توره، سید جلال حسینی و ..... چگونه به سپاهان رفته اند.
شب گذشته گزارشگر تلاش می کرد که با تکرار واژه "بازیکنان میلیاردی استقلال" به مخاطبان بگوید که سقف قرارداد برای آبی ها رعایت نشده و آنها هزینه های کلانی را پرداخت کرده اند، دریغ از اینکه همین شرایط در سپاهان هم وجود داشته و اکثریت تیم ها هم چنین وضعیتی داشته اند، اما نکته اساسی در بیان موضوع آن هم در رسانه ملی است. گفتاری که می تواند در افکارعمومی مورد قضاوت قرار بگیرد و اگر در بیان آن انصاف نباشد باعث گمراهی بسیاری خواهد شد.
حتی بهتر از خود آقای گزارشگر می دانیم که در فوتبال حرفه ای جهان نیز ستاره های بزرگ جهان هم ضربات آزاد را خراب می کنند یا بهترین فرصت ها را هم از دست می دهند. وقتی مجتبی جباری ضربات آزاد را خراب می کند، آقای گزارشگر این بازیکن ملی را به یک بچه آماتور تشبیه می کند.
در فوتبال کنونی جهان به دلیل غیرقابل پیش بینی بودن نتیجه تا آخرین دقیقه هیجان حکفرماست و هیجان در میان علاقمندان موج می زند، اما نکته جالب اینجاست که گزارشگر بازی شب گذشته از دقیقه 60-70 بازی را برای استقلال و هوادارانش تمام شده می دانست و زودتر از داور و دیگران سوت پایان بازی را به صدا درآورده بود.
به جملات زیر دقت کنید:
"ضربه ای که جباری زد یک بچه آماتور بهتر می توانست بزند، بازی دیگر تمام شده است و استقلال رفته رفته باید از این جام خداحافظی کند، در استقلال هزینه های میلیاردی شده، سه بازیکن استقلال به زحمت توانستند توپ را بگیرند. این تیم یک تیم میلیاردی است، انصافا سپاهان بدون اشتباه بوده است، شماری از هواداران استقلال در حال ترک ورزشگاه هستند و عده دیگری شوک زده بازی را تماشا می کنند، باید دید خطای برهانی روی بنگر کارت دارد یا خیر و ....."
و دیگر چه باید گفت؟ همه این جملات و خیلی جملات دیگر برای بهم ریخته شدن اعصاب هواداران یک تیم کافی نیست؟ مگر نه اینکه بازی شب گذشته برای ایران یک بازی ملی به شمار می رفت آیا بهتر نبود صدا و سیما از گزارشگری بی طرف و ملی برای گزارش این مسابقه استفاده می کرد؟ سپاهان میزبان بود و شکی در آن نیست اما وقتی گزارشگری نمی تواند احساسات و تمایلات شخصی و تعصبات شهر خود را کنترل کند چرا باید گزارش بازی به این مهمی به او سپرده شود؟ مگر هواداران استقلال چه هیزم تری به او فروخته بودند که باید 90 دقیقه صحبت هایی این گزارشگر که گاهی به توهین برمی گشت را تحمل می کردند.
دیشب که صحبت های یک جانبه این گزارشگر را گوش کردیم یک لحظه به این نتیجه رسیدیم که او با یک گزارشگر کشورهای عربی چه فرقی می کند؟ این گزارشگرهای عربی هستند که وقتی تیمشان در هر دقیقه ای به نماینده از ایران گل می زند با صدای بلند و گوش خراش خود می گویند"خلاص".
به هیچ وجه بحث جانبداری از استقلال نیست. شب گذشته سپاهان تیم بهتری بود و مزد برتری خود را هم گرفت. این تیم به حدی از استقلال برتر بود که اعضا کادر فنی و بازیکنان استقلال در مصاحبه های پایان بازی به آن اعتراف کردند و این پیروزی هم نوش جان همه سپاهانی ها، اما انصاف هم چیز خوبی است. گاهی در جریان بازی یادمان می رفت که همین استقلال قهرمان جام حذفی شده، همین استقلال 2 بار در آسیا قهرمان شده و دو ستاره روی پیراهنش دارد. این رسم برخورد با چنین تیمی نبود. شاید چنین گزارش هایی عاملی هستند تا برخی از بینندگان تلویزیونی مسابقات حساس فوتبال را مجبور می شوند با صدای خاموش تماشا کنند.
هر چند که می دانیم هر چه به جایی نرسد فریاد است. خوب می دانیم که خیلی از مردم و هواداران شکایات خود به روابط عمومی صدا و سیما بابت چنین گزارش های ضعیفی ارائه کرده اند اما چه فایده. کورسوی امیدمان به تاسیس شبکه ورزش است و اینکه بلکه برنامه سازان این شبکه با نگاه تخصصی تر و احترام بیشتر به مخاطب به فکر پرورش نیروهای متخصص باشند تا گزارش ها هم در سطح حرفه ای تر و اصولی تر به مخاطبان ارائه شود.»
*******
من خودم دقیقا به خاطر توهین های گزارشگر ، نتونستم بعد گل دوم بازی رو ببینم ؛ چون اعصابم کاملا بهم ریخته بود ؛ گمونم اولین باری بود که بازی استقلال رو نیمه کاره رها کردم ! ما بازی بد قبل از این هم داشتیم ، اما این طرز گزارش افتضاح ، با این شدت اولین بار بود ...
اون از شلوغ کاری هاشون دم هتل ساعت 11 شب قبل از بازی که نذاشتن ، تیم استراحت کنه ، اون از فحاشی های یکپارچه کل ورزشگاه به سید ، ( که البته اولین بارشون نیست همیشه وقتی می خوان توهین کنن همه با هم یکدل و یکدست و هماهنگ هستن ، هیچ کسم تا حالا جریمه شون نکرده !! ) اون از نارنجک پرونی شون به شیشه اتوبوس تیم بعد بازی ، اون از اداهای اون کچل عقده ای ، اونم از گزارشگرشون که می گفت ، استقلالی ها ساکت و مبهوت بازی رو نگاه می کنن ، اما هوادارای سپاهان یکپارچه تیمشون رو تشویق می کنن !! نمی دونم از کی تا حالا فحاشی به دروازه بان حریف شده تشویق تیم شون ؛
لعنتی ها !
لعنتی ها !
می دونم این روزها اونقدر داغدار و داغون و دلگیر هستیم که جای این حرف ها نیست ، اما من خیلی عصبی ام ، به خاطر این همه توهین ، به خاطر این همه تحقیر ، به خاطر اینکه استقلال بابا نداره که ازش دفاع کنه ! دلم برای استقلال می سوزه ...
امروزم برای مراسم سالگرد ناصرخان نتونستم برم ، بیشتر عصبی و داغون شدم !
خدایا !
تکیه گاه ما تویی ، به تو پناه آورده ایم و به تو تکیه کرده ایم ، آراممان کن ، آرام و مطمئن !
شهر ، بدون تو ... !
به نام خداوند دلهای آبی
این شهر
همین ، نبودنت را کم داشت ؛
که کامل شد ... !
پنج شنبه ، 4 خرداد
به نام خداوند دلهای آبی
زمان1: پنج شنبه 4 خرداد ساعت 10 صبح
مکان1: بهشت زهرا (س)، قطعه نام آوران 255
زمان2: پنج شنبه 4 خرداد ساعت: 18
مکان2: پاسداران. میدان هروی. خ ضابطی. کوچه غیاثی روبروی پارک ارکیده ، پ 22 منزل ناصرخان حجازی
خواهشا از بیان مطالب سیاسی و شبه سیاسی خودداری کنید مسلما خانواده ناصرخان نیز علاقه ای به سیاسی کردن مراسم ندارند و علاقه مند هستند که مراسم در ارامش کامل و به دور از هرگونه مسائل سیاسی برگزار شود.
دل دنیا رو خون کردی ... !
به نام خداوند دلهای آبی
این روزها حالم اصلا خوب نیست ، هر چه نزدیکتر می شویم به روزی که پروازت غم سنگین و ابدی روی سینه ام شد ، حالم گرفته تر می شود و اشک هایم بی بهانه تر جاری می شوند .
دیگر اجازه نمی پرسند ، دیگر منتظر جای خلوت نمی مانند ، همین که اسم تو می آید اشک هایم سرریز می شوند و چشم هایم می بارند ... بی صدا و بی وقفه !
حالم این روزها خوب نیست و برای همین است که شاید این همه عصبی و زودرنج شده ام ، برای همین است که شاید نمی توانم ببخشم گناه بازیکنان را - گرچه گناهشان نابخشودنی ست ! - ، برای همین است که شاید حتی صعودمان نتوانست حتی اندازه ی یک لبخند شادم کند ... ! چرا که غم من فراتر از این صعودها و این گل ها و این بردهاست ... .
حالم این روزها خوب نیست و تمام دلیلش این است که دلم هوای تو را کرده است ؛ دلم برای تو تنگ شده و هر چه به روز پروازت نزدیکتر می شویم بغض تلخ نبودنت بیشتر آزارم می دهد .
رفتن تو دل همه دنیا را خون کرده است ، چه رسد به دل تنهای من که اسیر تو بود . دلم از روز رفتن تو خون است ، لبخندهایم عمیق نیست ، شادی هایم حقیقی و دائمی نیستند . روزهایم تلخ شده اند ، بدون تو همه ی زندگی تلخ شده است ، دنیای آبی مان بدون تو کبود و تیره شده است . بی تو هیچ کس نیست که مثل تو باشد ، بی تو یکسال است که جایت خالیست و کسی نیست که خالی عمیق و دردآور جایت را پر کند . بی تو همه ی دیوارهای شهر بغض کرده اند ، بی تو جلد هیچ روزنامه ای در تمام این یکسال تماشا نداشت ، بی تو ... حرف های ما ناتمام مانده است ، بی تو حرف های دل یک دنیا نگفته مانده است .
تو نیستی تا صدای دلنشینت باز عشق بیاموزد . رفته ای و دلخوشی های یک جماعتی را برده ای ، رفته ای و دلبستگی های جماعتی را به بن بست رسانده ای ! رفته ای و دلم به خون نشسته است ، یکسال است که اسمت بر عکس تمام عمرم ، همراه حس غرور و افتخار ، همه وجودم را لبریز حسرت و دلتنگی می کند ...
تو آنقدر بی اندازه و بزرگ و بی نهایت بودی که هیچ کس و هیچ چیزی با تو برابر نمی شود ، هیچ کس شبیه تو نمی شود ، تو شبیه افسانه ها بودی ، تو فقط و فقط تو شبیه تو هستی !
آخ ! دنیا ... دنیای بی رحم احساس کُش ، دیدی چگونه با رفتنش ، دل من دل همه ی آدم ها و حتی دل تو گرفت ، خون شد و سوخت ؟!
نظرات ()